در حال حاضر خالی است: ریال0
مارکو حالا چند هفتهای بود که در شرکت فایرنت مشغول کارآموزی شده بود. ساختمان شرکت در طبقهی هشتم یک برج شیشهای قرار داشت، با نمایی رو به دکلهای مخابراتی که هر روز برای مارکو معنای تازهای پیدا میکردند. میز کارش کنار پنجره بود، درست روبهروی میز نریمان، مهندس ارشد شبکه که همیشه با لبخند و کمی طعنهی دوستانه، به سوالهای مارکو پاسخ میداد.
آن روز صبح، نریمان یک فایل PDF روی میز مارکو گذاشت و گفت: این مال پروژهی بعدیه. اگه میخوای تو جلسات حرفی برای گفتن داشته باشی، باید اینو قورت بدی.
Carrier Aggregation، MIMO، HeNB، CoMP، ICIC
وقتی مارکو دفترچهاش را با سوالهای فنی پر کرد، پیمان لبخندی زد و گفت: بچهها، بیاین بریم اتاق جلسه. من یه جور دیگه توضیح میدم بدون نمودارهای پیچیده، فقط با مثالهایی که تو زندگی روزمرهمون هست.
همگی وارد اتاق جلسه شدند. مارکو روی صندلی نشست، آمادهی شنیدن چیزهایی که شاید بالاخره مفاهیم را برایش ملموس کنند.
پیمان: خب مارکو، بذار با Carrier Aggregation شروع کنیم. فکر کن داری ظرفی رو با آب پر میکنی. اگه فقط یه شیر آب باز باشه، پر شدنش زمان میبره. ولی اگه دو تا شیر رو همزمان باز کنی، آب سریعتر وارد ظرف میشه، درسته؟
مارکو: «آره، کاملاً. یعنی تو شبکه هم همینطوره؟
پیمان: دقیقاً. هر حامل مثل یه شیر آبه. وقتی چند حامل رو با هم تجمیع میکنی، سرعت انتقال داده بالا میره. حالا اگه این شیرها از دو لولهی مختلف بیان، میشه Inter-band CA اگه از یه لوله باشن، میشهIntra-band مارکو با لبخند یادداشت کرد CA یعنی چند شیر آب همزمان
پیمان: حالا بریم سراغ MIMO تصور کن داری یه بستهی بزرگ رو از طبقهی بالا به پایین منتقل میکنی اگه یه نفر باشی، باید چند بار بری و بیای. ولی اگه چند نفر کمک کنن، هر کدوم یه بخش رو میبره، و کار سریعتر تموم میشه.
مارکو: «پس آنتنها مثل اون آدمها هستن؟
پیمان: آره. هر آنتن یه مسیر جدا برای انتقال دادهست. توی MIMO، چند آنتن همزمان داده رو منتقل میکنن. ولی اگه اون پایین فقط یه نفر باشه که بتونه دریافت کنه، ظرفیت محدود میشه. پس UE هم باید توانایی دریافت چند مسیر رو داشته باشه.
سیما: و حالا HeNB تصور کن یه مودم وایفای خونگی داری که به اینترنت وصل میشه. ولی این مودم باید از یه دروازهی خاص رد بشه تا به شبکهی اصلی برسه. اون دروازه همون HeNB Gateway هست.
نریمان: و ICIC؟ بذار اینجوری بگم: تصور کن چند نفر دارن همزمان تو یه اتاق حرف میزنن. اگه همه با صدای بلند حرف بزنن، هیچکس چیزی نمیفهمه. ولی اگه یکی حرف بزنه و بقیه صبر کنن، ارتباط بهتر میشه. ICIC همین کار رو بین سلولها انجام میده هماهنگی برای کاهش تداخل.
مارکو با هیجان گفت: این جلسه فوقالعاده بود! حالا همه چیز برام قابل لمس شده. انگار شبکه داره تبدیل میشه به یه دنیای واقعی با آدمها، شیر آب، و مودمهای خونگی!
پیمان: دقیقاً همین هدف رو داشتم. وقتی مفاهیم پیچیده رو با مثالهای ساده توضیح بدی، نهتنها بهتر فهمیده میشن، بلکه تو ذهن میمونن.
پیمان هوشمند
سلام امیدوارم حال همگی شما خوب باشه.من پیمان هوشمند هستم. مدرس برنامه نویسی و نرم افزارهای تحلیلی در حوزه مخابرات. خود من همیشه به عنوان یه دانش آموزش و دانش پژوه عاشق برنامه نویسی و کارهای آماری بودم و نقطه قوتم حتی در زمان تحصیل خودم هم مباحث برنامه نویسی بخصوص طراحی الگوریتم بوده. بنابراین این درس را خیلی مفهومی و عمیق یاد گرفتم. تفاوت عمیق من با دانشجویان در زمان تحصیلم این بود که در حوزه ای که تحصیل میکردم مشغول به کار بودم و این دلیل بر عمیق تر شدن در حوزه نرم افزار و مخابرات بود و از دانشگاه برای فهم بیشتر مبانی های کارم استفاده کردم. تا به امروز در اکثر سازمانهایی که کار کرده ام در کنار سمت اصلیم ، به عنوان سوپروایزر آموزشی هم فعالیت میکردم و متخصصینی در این حوزه آموزش داده ام و در بازار کار مشغول به کار هستند و در مدتی که کرونا باعث تعطیلی بسیاری از مراکز آموزش بود ، به صورت رایگان در خدمت دانشجویان نرم افزار از دانشگاه های مختلف بودم. همیشه در روش های آموزشیم بدنبال ابتکار و نوآوری هایی از قبیل گیمیفیکیشن و تکنیک های شناختی به جهت بهبود یادگیری بوده ام.




