در حال حاضر خالی است: ریال0
مارکوپولو و راز جادههای نامرئی: سفر به دنیای LTE
سالها بود که مارکوپولو در جستجوی مسیرهای تازه برای ارتباطات بین مردم بود. او میدانست که راههای کاروانی، چاپارها و پیامرسانها دیگر به اندازهی کافی سریع نیستند. اما هیچ تصور نمیکرد که روزی از میان زمان سفر کند و به دنیایی برسد که مردم بدون هیچ چاپاری، در یک لحظه با یکدیگر حرف میزنند!
یک شب، طوفانی عجیب دریا را درنوردید. کشتی مارکو در میان گردبادی از نور فرو رفت، و ناگهان، با دنیایی روبهرو شد که از هر نظر مدرن و شگفتانگیز بود.
اینجا چه خبر است؟ مردم چگونه ارتباط برقرار میکنند، بیآنکه قاصدی باشد؟!
در همین لحظه، مردی که لباسهای آیندهنگرانهای بر تن داشت، لبخند زد و گفت: ای غریبه، خوش آمدی! تو به دنیای ارتباطات مدرن وارد شدهای دنیای LTE
مارکو با کنجکاوی پرسید: LTE چیست؟ آیا نوعی جاده یا مسیر کاروانی است؟!
مرد با لبخند گفت: بله، ولی این جادهها نامرئی هستند! بیا، به تو توضیح بدهم…
شبکهی LTE و شهر بزرگراههای نامرئی
مرد آیندهنگر که مهندس شبکه نام داشت، مارکو را به بالای برج بلندی برد که شهر را زیر پا داشت.
از اینجا میتوانی بزرگراههای ارتباطی نامرئی را ببینی. این شهر از معماری شبکهی LTE استفاده میکند، که برخلاف روشهای قدیمی، دادهها را سریع، مستقیم و بدون تاخیر جابهجا میکند!
هدف LTE: مهندس توضیح داد که LTE برای این ساخته شده که:
- سرعت ارتباطات را تا 100 مگابیت بر ثانیه در مسیر دریافت (Downlink) و 50 مگابیت بر ثانیه در مسیر ارسال (Uplink) برساند.
- بازدهی طیفی را چند برابر بهتر کند.
- پوشش بهتر برای کاربران در لبهی سلولی فراهم کند.
- با فناوریهای قدیمیتر سازگار باشد تا همه بتوانند از آن استفاده کنند.
- دیگر نیازی به چاپارها، سیمها و کابلها نباشد، چون LTE کاملاً بیسیم و مبتنی بر IP است.
مارکو شگفتزده گفت: پس جادههای نامرئی، همان شبکهی LTE هستند!
کاروانسراهای هوشمند (eNodeB) و هستهی مرکزی (EPC)
مهندس ادامه داد: در شهر تو، کاروانسراها نقاط مهم برای استراحت مسافران و ارسال نامهها هستند، درست است؟
مارکو تأیید کرد.
در دنیای ما، این نقش را eNodeB ایفا میکند یک ایستگاه هوشمند که دادهها را پردازش و ارسال میکند. دیگر خبری از چاپارهای آهسته نیست، بلکه پیامها مستقیماً از طریق این ایستگاهها رد و بدل میشوند!
eNodeB چیست؟
- ایستگاههای مرکزی LTE، مثل کاروانسراهایی که دادهها را دریافت، پردازش و ارسال میکنند.
- مستقیماً به EPC (هستهی شبکه) متصل هستند تا اطلاعات به مقصد برسد.
- از بزرگراههای نامرئی S1 و X2 برای مدیریت دادهها استفاده میکنند.
EPC یا هستهی شبکه:
- مرکز اصلی ارتباطات، جایی که تمامی درخواستها پردازش میشوند و دادهها مدیریت میشوند.
- شامل MME واحد مدیریت دستگاهها و داده های در حرکت S-GW دروازهی سرویس و P-GW دروازهی اینترنتی میشود.
ب
اگر بخواهی اطلاعاتی را از یک شهر به شهر دیگر بفرستی، دادهها ابتدا به eNodeB میروند، سپس از طریق EPC مدیریت شده و به مقصد ارسال میشوند.
مارکو با هیجان گفت: درست مثل اینکه چاپارها دیگر مجبور نیستند از ایستگاههای متعدد عبور کنند همهچیز سریع و مستقیم انجام میشود.
بزرگراههای اطلاعاتی S1 و X2
مهندس دستش را بالا گرفت و به مسیرهای ارتباطی در هوا اشاره کرد:
اما صبر کن، این جادهها تنها یک مسیر ندارند! اطلاعات میتوانند از دو بزرگراه نامرئی عبور کنند.
مسیر S1
- مانند راهی که ایستگاه مرکزی را به مرکز شهر (EPC) وصل میکند.
- اگر دادهای بخواهد به سرزمینهای دور سفر کند، از این مسیر عبور میکند.
مسیر X2
- مانند راهی که دو کاروانسرا را مستقیماً به هم متصل میکند.
- اگر یک پیام فقط نیاز به جابهجایی بین دو ایستگاه مجاور داشته باشد، نیازی به عبور از مرکز شهر ندارد از X2 استفاده میکند!
مارکو با حیرت گفت: پس این مسیرها باعث میشوند که ارتباطات سریعتر و کارآمدتر انجام شوند، بیآنکه ازدحامی ایجاد شود؟!
مهندس خندید: دقیقا ! حالا تو هم فهمیدی که چرا این جهان بدون چاپار کار میکند!
مارکوپولو و راز شبکههای آینده
مارکو به آسمان نگاه کرد او دیگر میدانست که جادههای نامرئی چگونه کار میکنند. اما هنوز یک سؤال در ذهنش بود: آیا این شهر تنها روش ارتباطی آینده است؟ یا جادههای بیشتری در سفرهای بعدی کشف خواهند شد؟
او تصمیم گرفت که در سفر بعدیاش، بیشتر در مورد ظرفیت شبکه، روشهای مدیریت داده و بهینهسازی ارتباطات یاد بگیرد.
پیمان هوشمند
سلام امیدوارم حال همگی شما خوب باشه.من پیمان هوشمند هستم. مدرس برنامه نویسی و نرم افزارهای تحلیلی در حوزه مخابرات. خود من همیشه به عنوان یه دانش آموزش و دانش پژوه عاشق برنامه نویسی و کارهای آماری بودم و نقطه قوتم حتی در زمان تحصیل خودم هم مباحث برنامه نویسی بخصوص طراحی الگوریتم بوده. بنابراین این درس را خیلی مفهومی و عمیق یاد گرفتم. تفاوت عمیق من با دانشجویان در زمان تحصیلم این بود که در حوزه ای که تحصیل میکردم مشغول به کار بودم و این دلیل بر عمیق تر شدن در حوزه نرم افزار و مخابرات بود و از دانشگاه برای فهم بیشتر مبانی های کارم استفاده کردم. تا به امروز در اکثر سازمانهایی که کار کرده ام در کنار سمت اصلیم ، به عنوان سوپروایزر آموزشی هم فعالیت میکردم و متخصصینی در این حوزه آموزش داده ام و در بازار کار مشغول به کار هستند و در مدتی که کرونا باعث تعطیلی بسیاری از مراکز آموزش بود ، به صورت رایگان در خدمت دانشجویان نرم افزار از دانشگاه های مختلف بودم. همیشه در روش های آموزشیم بدنبال ابتکار و نوآوری هایی از قبیل گیمیفیکیشن و تکنیک های شناختی به جهت بهبود یادگیری بوده ام.




